تبليغاتX
زيستيكاتور
 

- به فرد حاصل از تولید مثل غیر جنسی که خصوصیاتی کاملا شبیه فرد والد دارد  کلون گویند. به روشی که در طی آن با استفاده  ازکروموزومهای یک سلول بدن  فردی  کاملا شبیه خودش  ایجاد کنند کلونینگ (شبیه سازی) گویند.

 

                 

                       - الیزابت.فکر کردم باب سال قبل مرده .

                   - من اونو دادم شبیه سازی کردند.

 حرف اضافی - یکی از کاربردهای روش کلونینگ  حفظ گونه های در حال انقراض است.

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384 و ساعت 3:54 |
                     

باران ماهی . اثر : محمد کرام الدینی

از وبلاگ: ستیزوگریز برای زیستن

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384 و ساعت 5:49 |
 

نه .  اصلا آسون نیست . وقتی تمام مجلات  گل آقا و کتابهای مختلف رو بخونی   و به تعداد انگشتای دست لطیفه علمی پیدا نکنی . ناچاری لطیفه علمی بسازی . اونم جوری که تحمیلی و نچسب در نیاد . پس سخته . لطیفه ای که اسم چندتا جانور یا چند اندام توش باشه که لطیفه علمی نیست. لطیفه علمی لطیفه ایه که یه چیز علمی یاد بده . روش من اینه . لطیفه رو می خونم  و اگر شد مطلب علمی رو یه جوری توش می گنجونم که بیرون نزنه . خوب طبیعیه که خیلی وقتها در نمی یاد . اما من به بخشش شما امیدوارم . پس فعلا این چندتا رو داشته باشین تا بعد .

 

                 ********************************************

-         دو نفر شيره اي  كه مشكل يبوست داشتند باهم درد دل مي كردند.

اولي گفت . اشغري . توي روژنامه خوندم برا اينكه آدم يبوست نشه    سبزي و ميوه خيلي خوبه چون الياف سلولزي دارن و آبو نگه می داره و دفع و آسون مي كنه .

 دومي میگه : راشت مي گن . من قبلا سالي يكبار اجابت مزاج داشتم ولي الان بهترم. شده بهار يكبار . تابستون يكبار.  پاييز يكبار.  ژمستونم يكبار . خلاشه 4 فصل چهاربار.

 اولي ميگه:  خوب بابا يه دفه بگو اسهال گرفتي ديگه.

 

          *************************************************

- گلبول سفيد لنفوسيت T كه تازه توي تيموس بالغ شده بود . قبل از اينكه به خدمت نظام برود و براي دفاع از بدن كارش را شروع كند بايد آزمايش بينايي سنجي مي شد .

 دكتر سلولها از يك فاصله اي تابلو را نشان داد و گفت : اين حرفو مي بيني؟

  گفت: نه 

 دكتر گفت : بيا نزديكتر.  حالا چي ؟

  گفت : بازم نه.

  دكتر گفت: بازم بيا نزديكتر.  حالا چي ؟

 گفت: حالا مثل اينكه يه چيزايي مي بينم.

 دكتر گفت: بسيار خوب سرباز لنفوسيت T شما کاملا سالميد . همين فا صله براي جنگ تن به تن  كافيه.

 

    *******************************************************

-         معلم :بسیار خوب . شما  . بگو نام تقسیمی که در طی آن از یک سلول چهار سلول ایجاد می شه و تعداد کروموزومهای سلولهای حاصل هم نصف سلول اولیه است  چیه؟

دانش آموز هرچه فکر  کرد یادش نیامد .

معلم که می خواست هر طور شده جواب صحیح را از زبان دانش آموز بشنود گفت : بذار راهنماییت کنم. اگه یه زنبور بره توی دهان یه گربه . گربه چی میگه ؟

دانش آموز : می گه میوز   میوز 

معلم : آفرین . دیدی جوابو گفتی .

 

( با تشکر از خواهر زاده عزیزم  ع حسین زاده   دانش آموز سال اول دبیرستان لاله های انقلاب  تهران )

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 4:12 |

  کاریکاتور از : نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 5:48 |
 

پرویز شاپور متولد 1302 و لیسانسیه اقتصاد   ابداع کننده سبک خاصی از جمله های کاریکاتوری بود که توسط احمد شاملو کاریکلماتور نام گرفت . به عبارت دیگر کاریکلماتور  کاریکاتورهایی است که نوشته می شوند . پرویز شاپور همسر زنده یاد فروغ فرخزاد بود و حالا فقط از آن دو شعرها و کاریکلماتورهایشان به جا مانده . یاد هردو گرامی.

 

- و اینک چند نمونه از کاریکلماتورهای او

 

-  وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد  ماهیها صلوات فرستادند .

 

- عزرائیل دست میکروبی را که موجب مرگم شد  به گرمی فشرد .

 

 

 - این اخطار در پارک شهر نظرم را جلب کرد: زنبور عسل عزیز ! این گل مال شماست  لطفا شیره ی آن را نمکید .

 

- قلبم را با قلبت میزان می کنم .

 

- دنیای من به شادروان شاپورخان ختم می شود.

 

          ***********************************************

 

 واینک  من  با بضاعت اندک خودم کاریکلماتور زیستی نوشته ام  که لااقل تا وقتی وبلاگ برپاست به جا می ماند. ادعایی ندارم و نوشته ها یم خالی از اشکال نیست و از آنجا که هوا بس ناجوانمردانه سرد نیست سرها را از گریبان بیرون آورید و سلامم را پاسخ گویید.

 

- هميشه مي گفت در قلبم جاي داري . راست مي گفت.بعدها فهميدم ظاهرا مثل كرم خاكي كه ده قلب دارد من فقط در يكي از قلبهايش جاي داشتم.

 

-         مي گفت پدر ومادرم در  نيمه چپ قلبم  و تو در نيمه راست قلبم جاي داري. به سرفه افتادم. مي دانستم در نيمه راست قلب خون دي اكسيد كربن دار وجوددارد.

 

- مي گفت تومثل دريچه قلبمي.بعدها فهميدم روماتيسم قلبي دارد و دريچه قلبش خراب است.

 

- می گفت تو برای قلب من عین گره ی پیش آهنگی که مثل باطری قلبم را به تپش وامیدارد . حقیقت داشت.  آخه وقتی از کار بیکار شدم  او مرد.

 

- می گفت تو قلبت عین قلب یه ماهیه.خنده ام گرفت. سر کلاس زیست دبیر گفت: در قلب دو حفره ای ماهی فقط خون تیره جریان دارد . پس منظورش این بود  من سیاه دلم. اینبار گریه ام گرفت.

 

-  تصميم گرفتم به جاي تيك تاك ساعت از پوم تاك قلبم به  عنوان زمان سنج استفاده كنم.پس از مدتی چاق شدم  چون به هنگام فعاليت و ورزش زمان تند مي گذشت و وقت بازی زود تمام می شد .از آنطرف  به هنگام استراحت و آرامش زمان كند مي گذشت و همیشه دیر از خواب بلند می شدم.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384 و ساعت 4:38 |
 

درد دل + کمی نمک = طنز تلخ

تقدیم به معلمهای باغبان

 

شما حق دارید با همه یا قسمتی از این نوشته مخالف باشید . من به نظر شما احترام می گذارم.

 

این نوشته شعر نیست  عمدا بینشان فاصله گذاشتم تا بهتر دیده بشن

 

راستی چرا از روشهای تدریس جدید استفاده نمی کنیم؟

 

چرا نمی گذاریم هر کسی هر جور دوست داره  درس رو یاد بگیره ؟

 

چرا به بچه ها نمی گیم اگه کسی شعر بلده  یه شعر علمی بگه

 

 

 

اگه کسی نویسنده خوبیه داستان علمی بنویسه

 

اگه کسی طراحی بلده  کاریکاتور علمی بکشه

 

اگه کسی به تئاتر علاقمنده نمایش علمی بنویسه و اجرا کنه

 

ولی ما یاد گرفتیم با دانش آموز مثل یک محکوم برخورد کنیم    حرف نباشه آقا

 

زندانی شماره 1 درس رو یاد نگرفتی   صفر   یعنی اعدام

 

صبر کنید

 

کمی صبر کنید

 

بیایید لبخند رو از بچه ها دریغ نکنیم

 

آنها دوست دارند بهشان احترام گذاشته بشه

 

آنها وقتی برای درس نخوندنشان بهانه می یارن با دروغ گفتنشان  حقیقت رو صادقانه  فریاد می زنند

 

پس شما هم به اونا فرصت بدید

 

کمی هم به علائق آنها توجه کنید

 

آنها چی دوست دارند؟   ما چی دوست نداریم ؟

 

آنها به سینما علاقه دارند    ما بدمون می یاد

 

آنها موسیقی رو دوست دارند   ما دوست نداریم  

 

آنها هری پاتر را دوست دارند    ای آقا اینا دیگه کی ان

 

آنها دی جی الیگاتور رو می شناسن     ما می گیم این یک جونور جدیده ؟ نام علمیش چی چیه ؟

 

آنها  کیل  د  ماسکیتو  رو گوش می کنن     ما برای اونا نقش  ماسکیتو  رو بازی می کنیم

 

 

آنها ترانه یک خواننده راک رو که از تن فروشی یه مادر به خاطر فقر مقابل نگاه غمبار دخترش صحبت می کنه می فهمند

 

ولی ما نمی خواهیم که در این حس با اونا شریک باشیم

 

آنها براد پیت و ژان کلود و جنیفر لوپز  و بیشتر از گریگورمندل و موریس ویلکینز می شناسن  . چرا ؟ خوب برای اینکه براشون جذابیت داره . ما چه کردیم که درسامون براشون جذابیت داشته باشه .

 

 همه ی اینها یعنی فاصله         فاصله ی  بیشتر  با علامات کمتر

 

 یعنی ما سر کلاس انگار روی سیاره های جداگانه زندگی می کنیم

 

چکار کنیم؟    کمی اونا رو درک کنیم  کمی او نارو بفهمیم

 

شده یه روز بریم کلاس و بگیم  خوب بچه ها کی می تونه  فیلم هوش مصنوعی رو نقد علمی بکنه

 

کی میتونه بگه  عشق  به مادر توی یه   مغز بیولولوژیک  با یه مغز سایبرنتیک چه فرقی داره؟

 

کی می تونه با استفاده از یکی از ملودیهای شادمهر شعری در مورد کلروپلاست بگه؟

 

کی میتونه با یه نقاشی ساده یه طرح  علمی در مورد رابطه میتوکندری و سلول یوکاریوت بکشه؟

 

آقا اجازه  ما نقاشیمون خوب نیست

 

بچه ها شاید ندونین ولی پرویز شاپور توی ایران و شل سیلور استاین توی آمریکا کاریکاتوریستهای مشهورین که طرحاشون رو  ممکنه شما با نقاشی کودکان اشتباه بگیرین

 

پس طرح زیاد مهم نیست  مهم فکریه که پشت اون طرح خوابیده

 

پس بکشید از خودتون هم بکشید

 

 بچه ها حقیقت آیینه هزار تکه ایه که هر کسی یک قسمت ار اون تو دستشه ما باید اونا رو کنار هم بگذاریم تا همه ی حقیقت معلوم بشه

 

هر کدوم از شما از یه راه میتونه درس رو یاد بگیره اما همه به هم باید کمک کنین تا حقیقت خودشو نشون بده

 

این نوشته ها شعر نبود عمدا بینشون فاصله گذاشتم تا بهتر دیده بشن

 

 

شما حق دارید با همه یا قسمتی از این نوشته مخالف باشید . من به نظر شما احترام می گذارم.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 5:58 |
                  

  

- یاد گل آقا گرامی باد . او رفت ولی بوی گلش تا ابد باقی است.

 

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 18:57 |
 

شل سیلوراستاین در سال 1932 در شیکاگوی آمریکا به دنیا آمد. او درزمینه ی  اشعار کودکانه و عاشقانه  کاریکاتور  آهنگسازی و ترانه سرایی   آواز ونمایشنامه نویسی فعالیت داشته است . مشهورترین اثر وی داستان کوتاه درخت بخشنده است . داستان  درختی که با کودکی دوست می شود و در طول عمر خود همه چیزش یعنی میوه و سایه و حتی تنه اش را  به کودک می بخشد و درانتها کودک که  حالا دیگر پیر مردی شده باز هم از او برای استراحت استفاده می کند. ما همه به نوعی با این قصه بزرگ شده ایم. شل در سال 1999 در اثر حمله قلبی در گذشت. 

 

 

 

شب بخیر گیاه کوچولوی خونگی

 

شب به خیر گیاه کوچولوی خونگی

گیاه کوچولوی خونگی  شب به خیر

لیوان آبتو گذاشتم بالای سرت

می خوای چراغو روشن بذارم؟

فردا صبح

برای صبحونه

همبرگروتخم مرغ برای من

نیتروژن برای تو

 

شب بخیر گیاه کوچولوی خونگی

توی گلدون سفالی ت لم بده

مواظب باش قارچ ریشه نگیری

یادت باشه گیاه کوچولو

مواظب زنبورا باشی

شنیدم که اونا

بیماریها رو منتقل می کنن

 

 

شب بخیر گیاه کوچولوی خونگی

که جلوی پنجره خوابت گرفته

من پرده ها رو می کشم

تا سردت نشه

فردا بازم با هم صحبت می کنیم

از کارهایی که کردیم حرف می زنیم

دوستت دارم گیاه کوچولوی خونگی

که به زنها و بچه ها احتیاج داری 

 

 

از کتاب : به این میگم عشق واقعی

 نوشته : شل سیلوراستاین  ترجمه : کیان فروزش

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در شنبه دهم اردیبهشت 1384 و ساعت 4:4 |
                    

  ما اینیم . یک مشت مولکول DNA  که هنوز خودش را کامل نشناخته ولی می خواهد دنیارا تغییر دهد.

 

با تشکر از دانش آموز: سید حسن حسینی منش (دبیرستان آیت الله کاشانی)

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1384 و ساعت 4:21 |