تذکره المقامات گلبول سفید
آن مبارز عرصه تهاجم ميكروبي . آن اسطوره صفا و يكرنگي . آن پرورده گره هاي لنفي و تيموس . آن كرده ميكروبها را از ديدن خود عبوس . آن سلول مفيد . والا مقام گلبول سفيد . متولد به مغز قرمز استخوان بود و به انواع مختلف در پلاسماي خون رقصان بود
نقل است كه چون در اشكال مختلف بودي حال ميكروبها را به شيوه هاي مختلف بگرفتي. برخي را با ترشح پادتن برخي را به جنگ تن به تن . برخي را لقمه چپ نمودي و در اندرون به كمك ليزوزوم هضم نمودي . طول عمرشان از چندروز تا چند سال . دراين مدت از باكتريها بگرفته حال. انواع آن نوتروفيل و بازوفيل و لنفوسيت دو ديگر ائوزينوفيل و مونوسيت. گیر می دهند به هرچه پارازیت.
نقل است روزي از گلبول سفيد پرسيدند: اي سلول به چه كار آيي كه اينقدر باناز آيي؟
گفت:
منم كه ميكروبهاراكنم تارومار نيست سلولي به زمن در اين كاروبار
بسي رنج بردم دراين سال يك گرفتم جان بسی میکروب يك به يك
روزی می گذشت . میکروبی دید درچرک مانده . گفت : گوش دار تا در این وضع نیفتی . میکروب گفت: افتادن من به این وضع سهل است . اگر بیفتم تنها باشم . اما تو گوش دار پای تو و امثال تو چون بلغزد وبدین مصیبت گرفتار آیید جان صاحبت از فقدان چون تویی برآید بدلیل کثرت امثال وانواع من .
این سخن بگذشت تا روزی چشم در چشم ویروس ایدز افتاد . پس یاد آورد سخن میکروب را و سخت بگریست . پرسیدند از چه روی میگریی . گفت : آنچه بگندد گلبول سفیدش زنند وای به وقتی بگندد گلبول سفید .
نقل است پیوسته به دعا بودی که خدایا میکروبی نبودی که شیوه ی مبارزه با آن را به من نیاموخته باشی . حال این آخرین تقاضا . شیوه ی مبارزه با این ویروس هزار چهره ی ایدز را به من بیاموز .
پاسخ شنید این نکنم تا در حکمتش در مانی.
+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه پنجم تیر 1384 و ساعت
7:9 |