چشم پزشک : نگران نباشید آقا.بیماری کوررنگی شما در محدوده اینجا مشکل بزرگی نیست.
چشم پزشک : نگران نباشید آقا.بیماری کوررنگی شما در محدوده اینجا مشکل بزرگی نیست.
۱- کتاب لطیفه ها از کجا می آیند؟ نوشته: احمد اخوت . نشر قصه .1384
در صفحه اول این کتاب نوشته شده :
بد نیست بدانید که ویتگنشتاین یک بار گفت اثر فلسفی جدی جاسنگین را می توان طوری نوشت که تمامش از لطیفه متشکل باشد بی آنکه چیز مسخره ای از کار در آید.
دکتراحمد اخوت در این کتاب لطیفه ها را از نظر ساختاری بررسی کرده وانواع آن را توضیح داده است. برخی لطیفه ها ی زیستی را با راهنماییهای این کتاب ساختم که تعدادی را ملاحظه کرده اید.
۲- مبانی ایمنی شناسی معنوی نوشته: هومن کاغذیان و دکتر فرهاد فرید حسینی . شرکت به نشر.1381
در این کتاب مفاهیم علمی و شگفت انگیز ایمنی شناسی با کلام عارفان و جویندگان عالم معنا تلفیق شده است.در واقع این کتاب نظرگاه جدیدی را برای خوانندگان می گشاید که تازگی دارد و جذاب است
آقای "ن" کنار پنجره ایستاده بود و به قطرات باران روی شیشه نگاه می کرد. ادامه نگاهش روی مسیر آب شیشه به پایین کشیده شد. پشت لبه پنجره کلاس یک پروانه بود.فکر کرد: این پروانه اینجا چکار می کنه .
دقت که کرد متوجه شد پروانه مرده است.پیرمرد به خود گفت: حتما بچه ها اینجا گذاشتنش.
سر که برگرداند بچه ها ساکت شدند . یکی از بچه ها گفت : آقا شما دست حافظ و سعدی رو از پشت بسته اید.یکبار دیگه اون شعر و بخونید.
آیا بچه ها داشتند اورا دست می انداختند. مهم نبود . اصلا کلاس ، کلاس او نبود. بیکار بود و به اصرار بچه ها به جای آقای "ش" کلاس گندزدایی آب و فاظلاب رشته فنی را اداره می کرد.آقای "ن" لیسانس زمین شناسی ولی علاقه مند به زیست شناسی، پنجاه و پنج ساله با پیشانی بلند، موهای کم پشت و با لباس مرتب و تمیز به رنگ قهوه ای روشن، روزهای آخر تدریسش را می گذراند. حاضر بود برای بچه ها جان بدهد.او می خواست همه را خندان ببیند و یک جورهایی از این قضیه کیف می کرد.
- اینها همه بچه های منند . این فکر را چند بار تکرار کرد. دیگر داشت لبهایش تکان می خورد.
پسرک بار دیگر حرفش را تکرار کرد : آقا یکبار دیگه بخونید.
آقای "ن" گفت: باشه. گوش کنید.
- تا توانی به کسی بوس مده تن به آلایش ویروس مده
در لعاب دهن و بینی ما هست ویروس مرض میلیونها
گاه ویروس مرض از یک بوس می شود باعث صدها افسوس
ای بسا بوسه که از لعل لبی می دهد مزه چو شهد رطبی
لیک با این همه تعریف از بوس باید این عرض کنم با افسوس
در لعاب دهن و بینی ما هست ویروس مرض میلیونها
گر سرایت دهدت بیماری جویی از زندگی ات بیزاری
بچه ها می خندیدند. به او ، به شعرهایش ، به حرکاتش . اینکه مسیر بین نیمکتها را گاه دنده عقب می رفت. اینکه گاهی به سقف نگاه می کردو به بچه ها نگاه نمی کرد یا اینکه به دستمال گردنش می خندیدند. چه اهمیتی داشت. او عمرش را با اینها گذرانده بود.
- آقا اون شعر که در مورد لوزالمعده بود اونو بگید.
- نام آن غده لوز المعده سمت چپ روی شکم پهن شده
می دهد داخل خون انسولین نیست بر قند دوایی به از این
انسولین که شود وارد خون قند زائد کند از خون بیرون
این ترشح چو به خون کم گردد مرض قند فراهم گردد
بچه ها می خندیدند . به او به ........ .
برگشت طرف پنجره . دوباره بارا ن دوباره پروانه.وبا بغض زیر لب زمزمه کرد: پروانه، پروانه ، مرا ببخش . من عمرتو تلف کردم. توبه پای من سوختی.خانه را پر عروسک کردی و همیشه منتظر یک بچه بودی . بچه ای که هیچوقت نیامد.
برگشت طرف بچه ها . هوای چشمانش بارانی بود ولی همچنان بر دریای لبانش طرح یک لبخند موج می زد. هیچکدام از بچه ها سایه این غم را زیر آن لبخند ندیدند.
زنگ کلاس به صدا در آمد.
پایان
حرف آخر: این داستان خیالی است ولی ریشه در واقعیت دارد . مبنای این قصه از یک خاطره ی دور می آید. خاطره ای هفده ساله.
اول بار آقای "ن" را به دلیل گذراندن واحد درسی تمرین دبیری در دبیرستانی که به آن معرفی شدم ، دیدم.
بیشترخصوصیات و ویژگی های آقای "ن" واقعی است . شعرها متعلق به ایشان است که همان زمان یادداشت کردم و ای کاش بیشتر یادداشت کرده بودم. قدر اورا ندانستم. هیچکس ندانست.منحصر به فرد بود و من بر خلاف همه اورا آدمی تنها و غمگین دیدم. دیدن دوباره دست نوشته هایم باعث شد این خاطره زنده شود واین قصه شکل گرفت. بخش خیالی، پروانه ها است .پروانه را به دلیل علاقه شخصی ام به این حشره زیبا وارد قصه کردم .
امیدوارم آقای "ن" هر جا هست به سلامت باشد و اگر زندگی را بدرود گفته، خدایش بیامرزد. مطمئن هستم آن بزرگوار مرا به خاطر جسارتم در این داستان پردازی خواهد بخشید. شماهم ببخشید.
- اجرای نمایش کوتاه در کلاس یکی از راههای فعال سازی دانش آموزان است و این متن با استفاده از کتاب چکیده طب داخلی هاریسون با رویکرد آموزشی نوشته شده است . به نظر من در نمایش کوتاه غیر از مطالب علمی ، حرف یا نکته اصلی عین یک فیلمنامه در آخر باید بیان شود . در ضمن این یک سیاه مشق است و از دید اهل فن قطعا پر ایراد . به بزرگواری خودتان خواهید بخشید.
مطب – دکتر پشت میز و بیمار پیرمردی است عصبی ،لاغر و خیس از عرق و روی صندلی نشسته است.
دکتر: خوب بگو ببینم چت شده پدر جان.
پیرمرد: ای اقای دکتر حوصله سوال و جواب ندارم.عصبی و بیقرارم.
دکتر: لاغر هم شدی ؟ دستاتو بیار جلو.
پیرمرد دستها را جلو می آورد.دستهایش می لرزند.
پیرمرد: بله. تند تند هم عرق می کنم. حوصله سوال جواب هم ندارم.
دکتر با استفاده از گوشی پزشکی ضربان قلب بیمار را کنترل می کند و به موها و گلوی او دست می کشد.
دکتر: ضربان قلبت هم که زیاده.موهایت هم نرم ونازک شده است . چیزی نیست خوب می شی. به احتمال زیاد پرکاری تیروئید داری. یک آزمایش تیروکسین برات می نویسم. .مطمئن که شدیم برات دارو می نویسم.
پیرمرد: کاشکی به جای این همه سوال و جواب و آزمایش ، زود دارو می نوشتی.
دکتر: نمی خوام بهت توهین کنم ولی برای اینکار باید به دامپزشک مراجعه می کردی، پدر جان . چون تنها دکتری که با مریضش سوال جواب نمی کنه ، دامپزشکه .
اولی: تو دوست داری توی آب گرم خفه شی یا آب سرد؟
دومی: توی آب سرد .
اولی : چرا؟
دومی : چون شنیدم سرما باعث می شه که سلولهای بدن به اکسیژن کمتری نیاز داشته باشند و با سرعت کمتری آن را مصرف کنند . در اینصورت ممکنه تا ده دقیقه زیر آب زنده موند. تو چطور؟
اولی: من آب گرم رو ترجیح می دم . چون اصلا حوصله سرماخوردگی رو ندارم.

- درکتاب علوم زیستی سال اول دبیرستان اشاره شده است به اینکه یکی از راههای اتلاف انرژی دفع مدفوع است و با عرض پوزش فکر می کنم این تصویر گواه خوبی در تایید این مطلب است.
پنگوئن1: به نظر تو چرا شکم ما سفیده و پشتمون سیاست؟
پنگوئن 2: خوب طبیعیه
پنگوئن1: چی طبیعیه؟
پنگوئن2: انتخاب طبیعیه.
پنگوئن 1: یعنی چی؟
پنگوئن 2: یعنی اینکه ما از اول تمام مشکی بودیم. و شیرهای دریایی به راحتی از زیر آب مارو شناسایی می کردند و شکار می کردند. بعضی از مابه دلیل وراثت شکمشان سفید بود و نجات پیدا می کردند. این بود که نسل اونا زیاد شد و ما همه شکم سفید شدیم.به این می گن انتخاب طبیعی.
پنگوئن 1: با این حساب اگه ما نوع شنامونو به کرال پشت تغییر بدیم به نظر تو چقدر طول می کشه که همه پنگوئنا کاملا سفید بشن؟؟؟؟؟!!!!!
سوال: چرا پستانداران اغلب چند همسر هستند، در حالی که پرندگان ، بیشتر تک همسرند؟
جواب: شیر دادن توسط پستانداران ماده باعث می شود نرها در مراقبت آزادتر باشند، یعنی نیاز کمتری به مشارکت داشته باشند، در حالی که در پرندگان این طور نیست.
درس: خانمها برای اینکه شوهرانشان هوس تجدید فراش نکنند باید آنها را در مراقبت از نوزادان مشارکت دهند. البته توقع شیر دادن نداشته باشند ولی می توان شیشه شیردادن ، ساکت کردن ، حتی عوض کردن پوشک وحمام بردن نوزاد را برعهده آنان گذاشت. در اینصورت احتمال ازدواج مجدد به شدت کاهش می یابد.
منبع مطلب علمی : کتاب المپیاد زیست شناسی .
مولفان: محمدکرام الدینی ، زهرا زارع. انتشارات :محراب قلم.1383
۱- دکتر به پیرزن: شما به خاطر کم خونی باید آهن بخورید.
پیرزن: ای آقای دکتر. من نان خالی هم نمی توانم بجوم چه برسه به آهن.
۲- اگه گفتید یک سلول گیاهی وسلول قارچ وباکتری چه طوری میروند حمام؟
جواب: خوب معلومه . دیواره ی سلولی شان را در می آورند می گذارند سر حموم بعد لخت میروند داخل حمام.
يك پرسپوليسي به يك مگس ميگه: قرمزته يا آبيته.
مگس :هيچكدوم چون خونم گلبول قرمز نداره.
پرسپوليسي : پس چطوري اكسيژن به سلولهات مي رسه .
مگس : از سوراخهاي سطح بدنم به صورت تنفس نايي مستقيم اكسيژن به سلولهام مي رسه.
پرسپوليسي : خوب از اول بگو استقلالي هستی ديگه.
يك