تبليغاتX
زيستيكاتور
 

 رسم عاشقی پنگوئن

 

-  پنگوئن نر که زوج خود را انتخاب کرده بود با خود گفت : آیا این هدیه را قبول می کند. هدیه را پیش پنگوئن ماده آورد و آن را زیر پاهایش قرار داد. پنگوئن ماده گفت : چه هدیه قشنگی. هدیه یک ریگ گرد بود او بارها این ریگ را دیده بود ولی اینبار گویی رنگ و بوی دیگری داشت.حالا این ریگ، ارباب ریگها بود چون انتخاب شده بود که حامل پیام عشق و دوستی باشد.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در جمعه بیست و نهم مهر 1384 و ساعت 4:18 |
 

دارکوب بدشانس

 

-  بابا چرا مطلبو نمی گیری . خسته شدم . تق .. تق  تتق تق  .. این صدای دهل جنگ که نیست ساز عشقه . چرا توجه نمی کنی . تق تق تتق تق .

دارکوب نر توسط منقار با ریتمی خاص بر روی قسمتهای توخالی درخت می کوبید تا توجه دارکوب ماده را جلب کند . بالاخره پس از گذشت زمان طولانی موفق شد  ولی منقار دارکوب نر ساییده و ریش ریش شده بود.

او بعدها متوجه شد که دارکوب ماده مورد نظرش در شنوایی مشکل دارد.

 

عنکبوت بیوه سیاه

 

-  عنکبوت ماده پس از دیدن رقص پای عنکبوت نر و شنیدن آواز او پیشنهاد ازدواجش را پذیرفت . قرارگذاشتند پس از آمیزش  شام را سر میز باهم صرف کنند. شب خوبی بود وبه خوشی گذشت . سر میز عنکبوت نر پشت میز نبود بلکه روی میز بود و   داشت توسط عنکبوت ماده  به عنوان غذا مصرف می شد.عنکبوت نر تا آخرین لحظه زیر لب زمزمه می کرد: خوشا از عاشقی مردن.خوشا از بهر حفظ گونه جان سپردن.

 

                     *******************************

حرف آخر

وقتی شعرها ویا داستانهای کوتاه عاشقانه می خواندم به خود گفتم دنیای زیست شناسی  پر از رفتارهای عاشقانه و متفاوت جانوران است ومنبع خوبی برای قصه پردازی . این بود که جسارت کردم وبا استفاده از چند کتاب در مورد رفتارهای جنسی جانوران مطالبی را نوشتم که به تدریج در وبلاگ قرار خواهم داد. فقط  می توانم بگویم بسیار خوشحالم که رشته زیست شناسی اینقدر تنوع موضوعی دارد که می توان هربار از دیدگاه جدیدی  به آن نگریست.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 و ساعت 22:36 |
              

در ادبیات کهن ایران کتابهایی مانند کلیله و دمنه، مثنوی معنوی و ...  حرفها و سخنان حکمت آمیز رادر قالب زندگی جانوران بیان می کردند. حتی در کشورهای دیگر داستانهایی با زمینه های زیستی نوشته شده و نکته مهم اینکه این داستانها دیگر داستان کودکانه قلمداد نمی شوند زیرا پشت داستان به ظاهر ساده خود مفاهیم عمیقی دارند.

 درادبیات ما متاسفانه در زمینه داستانهای علمی کارهای زیادی ارائه نشده است .در صورتی که در کشورهای دیگر در این زمینه آثار متعددی از نویسندگان بزرگ به جای مانده است. به تدریج برخی ازاین آثار را در وبلاگ ارائه خواهم کرد. بدون شک در  برخی از نوشته های این حقیر تاثیراتی ازآثار بزرگان ادبیات این کشورها و بزرگان کشور خودمان دیده می شود به همین دلیل اصرار دارم حتی منابع ایده هایم را به رسم امانتداری و سپاس اعلام کنم.

 خوشبختانه در کشور ما اساتید گرانقدری همچون استاد کرام الدینی وجود دارند که علاوه بر تسلط بر علم زیست شناسی در زمینه نویسندگی ، عکاسی ، طراحی و کاریکاتور هنرمند قابل و صاحب نظری هستند واین برای ما دبیران زیست شناسی مایه مباهات و افتخار است. من نیز به قصد شاگردی در این وادی گام نهادم و به این شاگردی افتخار می کنم.

در اینجا لازم می دانم از اساتید و دوستان گرامی آقایان محمد کرام الدینی ، علیرضا لطفی، محمد رضا میرزایی، رضا بختیاری،کسری اصفهانی، محمد فریدقندی، تاج محمود نصرت ،علی قلیان اول،  مهدی خواجه،ابراهیم هرندی، مهران، مسلم مقیمی ، محسنی ، خوشرام ، غلامپور و خانمها فروغ ، وحیده ،  رویا، محمدزاده و ..... که لطف کردند ، مرا قابل دانستند و با ابراز نظر و تشویقهای خود بال و پر ذهن مرا به این افق بیکران گشودند، تشکر کنم .     

                                                         شاد و پیروز باشید. ع م حجازی

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 و ساعت 4:25 |
       

وال دریایی شدم ودر آبهای سرد وتیره روان گشتم

یاد اجداد خشکی زی ام گرامی

مزونکیدها ، آمبولوستوس ناتانس ، رودوستوس کاسرانی

افسوس خوردم و به خود گفتم

کاش یاد بگیرند

کاش این آدمها زندگی در آب را پیش از آنکه غرق شوند یاد بگیرند.

 

            **************************************

 

حرف آخر : بانگاهی به شعر سرگذشت اثر زنده یاد احمد شاملو در کتاب هوای تازه  این قالب شعری را برای گفتن حرفهایی اینچنین مناسب یافتم.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در سه شنبه نوزدهم مهر 1384 و ساعت 7:21 |
 

 

- با نمکترین باکتریها هالوفیل ها هستند.

 

- به احتمال زیاد باکتریهای ترموفیل در جهنم هم خواهند بود.

 

- صرف داشتن یک پیلی بلند می تواند یک باکتری را نر کند.

 

- یک روز سه  باکتری کوکسی( کروی) ، باسیلوس (میله ای)و اسپریلیوم (پیچیده) با هم گردش رفتندکه به باکتری اسپیریل گیر دادند و او را به جرم حرکات موزون گرفتند.

 

- ویروئید همان ویروس بی حجاب است.

 

- باکتریوفاژها به نامگذاری خود اعتراض کردند و گفتند ما اصلا احتیاج به غذا نداریم این لقب باکتری خواری چه تهمتی است که به ما می زنید. بهتر است بگویید باکتری ترکان یا بمباکتری.

 

- ضد حالترین باکتری پروپیونی باکتریوم اکنس است که بی موقع یعنی در دوران بلوغ  با ایجاد جوش صورت درست زمانی که ما کمی نیاز به توجه داریم ریخت ما را در دیدگاه بعضی ها ضایع می کند.

 

- اسلحه را گذاشتم روی شقیقه سلول وگفتم: حالا من با این تفنگ ژنی درکنار  DNA  بدترکیب تو یک DNA نوترکیب می گذارم .

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه هفدهم مهر 1384 و ساعت 6:30 |
 

زمانی هر کلمه ای را که کرم ابریشم می گفت می فهمیدم،

زمانی در خفا به وراجی سارها می خندیدم،

و در رختخوابم با مگسی گپ می زدم.

زمانی به تمام سئوالهای جیرجیرکها گوش می دادم

و به تمام آنها جواب می دادم،

و با گریه ی هر دانه برف در حال مرگ که فرو می افتاد

همدردی می کردم.

زمانی به زبان گل ها سخن می گفتم...

چه شد که این ها همه از یادم رفت؟

چه شد که این ها همه از یادم رفت؟      "شل سیلور استاین"

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه دهم مهر 1384 و ساعت 5:5 |
 

اولی: به نظر تو کدوم جانور از همه تهی مغزتره.

دومی: از کجا بدونم .

اولی: من بهت میگم. مگس.

دومی: چرا مگس.

اولی: چون تنفس نایی دارن  حتی سلولهای مغز اینا هم هوا رو مستقیما از طریق انشعابات نایی و لوله مانند دریافت می کنند به همین دلیل میشه گفت مغزشون جای خالی زیاد داره و می شه گفت تهی مغزند.

دومی: پس می شه اینم گفت که حشرات از جمله مگس تنها جانورایی هستند که کله شون باد داره.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در جمعه هشتم مهر 1384 و ساعت 12:6 |
  

- در مورد آن تردیدی وجود ندارد ......یک خرده سیاره دایناسورها را کشته بود.

-  توضیح اضافی: 65 میلیون سال پیش پنجمین انقراض گروهی رخ داد و حدود 76 درصد گونه های خشکی ، از جمله دایناسورها نابود شدند.این انقراض باعث شد پرندگان و پستانداران روی کره زمین گسترش یابند.

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در چهارشنبه ششم مهر 1384 و ساعت 4:35 |
 

مرد: عزیزم برای جشن تولدت چند تا شمع روی کیک می خوای بگذاری ؟

زن: این چه سوالیه؟ خوب به اندازه سالهای عمرم دیگه! من رفتم.

مرد: نه نرو. آخه عزیزم.تو که  ظرفیت حیاتی ششهات ( مجموع دم عمیق وهوای جاری و بازدم عمیق ) بیشتر از 5 لیتر نیست  آنوقت واسه خاموش کردن اون آسمونخراش جهنمی نفس کم میاری. نرو .

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در سه شنبه پنجم مهر 1384 و ساعت 7:49 |
 

 

اولی: به نظر تو اگه بخواهیم برای آوند چوبی گیاهان اسم دیگه ای انتخاب کنیم چی بگیم بهتره؟

 

دومی:لااقل یکی دو خصوصیتش رو بگو تا بر مبنای اون اسم انتخاب کنم.

 

اولی: اولا سلولهای آوند چوبی به خاطر رسوب لیگنین روی دیواره ثانویه شان مرده اند ثانیا آب  و نمکها رو به سمت برگها هدایت می کنند.

 

دومی : با این حساب بهتره بهش بگن مرده شور.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در دوشنبه چهارم مهر 1384 و ساعت 5:19 |
 

نزدیک ظهر بود وایوان پاولوف فیزیولوژیست روسی در آزمایشگاهی نزدیک خانه ییلاقی اش آخرین روز آزمایش شرطی شدن کلاسیک را می گذراند . چند وقت بود که هنگام غذا دادن به سگی زنگی را به صدا در می آورد . حالا منتظر نتیجه بود . در دهان سگ لوله ای برای جمع آوری بزاق  قرار داده بود و داشت به سگ چپ چپ نگاه می کرد .

- باید به این محرک جواب بدی آقا سگه.

زنگ را به صدا در آورد و منتظر ماند . ماهیچه های چهره اش از خوشحالی منقبض شدند وقتی دید بدون اینکه غذایی در کار باشد بزاق سگ ترشح می شد . سگ داشت دم تکان می داد. پاولوف در دفترش وقایع آنروز را نوشت.

در این هنگام صدای زنگی دیگر به گوش رسید که برای پاولوف آشنا بود. پاولوف آب دهانش را که ترشح شده بود قورت داد .

پس از مدتی صدای زن پاولوف بلند شد : ایوان . ایوان . زود باش بیا غذات سرد شد.

پاولوف خودش هم شرطی شده بود. اینبار این آقا سگه بود که داشت پاولوف را چپ چپ نگاه می کرد.

 

                    ********************************

 

حرف آخر: ایده این داستان از مشاهده یک کاریکاتور در یکی از کتابهای قدم اول به ذهنم رسید که متاسفانه نام کتاب خاطرم نیست.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 5:41 |