
و خدا آدم را آفرید . سپس تمام فرشتگان را امر کرد که: اینست مخلوق شایسته من . اینک اورا سجده کنید.
و شیطان تکبر ورزید و گفت: چگونه او را سجده کنم ؟ حال آنکه من از آتشم و او از خاک . و خدا شیطان را از درگاه خود راند . شیطان گفت: مرا تا روز قیامت مهلتی ده .هر آینه تا روز قیامت انسان را بفریبم و نشان دهم که انسان بنده شایسته تو نیست.
و خدا شیطان را مهلت داد.
پس شیطانکی گفت: به شکل مولکول دی ان آ در آییم و به سلولهای آدم وارد شویم و بین کروموزومهای تمام سلولهایش نهان شویم.شیطان گفت: نه. اودر خود ابزار لازم را برای اینکار دارد . فقط ما باید با وسوسه ژنهای بد اورا فعال کنیم .به عبارتی ما باید در تنظیم تجلی ژنهای او دخالت کنیم .
اینگونه بود که شیطان تا قیام قیامت امکان فریفتن آدم و فرزندان او را یافت.
*************
حرفهای آخر:
1- شاید شیطان شیو ه های مختلفی برای فریفتن فرزندان آدم داشته باشد ولی قطعا یکی از موثرترین راهها همین است.او از درون خود ما به ما ضربه می زند.
2- جیمز واتسون می گوید: ما عادت داشتیم که بخت و طالع خود را در کواکب بنگریم. اما اینک می دانیم که طالع ما در ژنهای ماست.
3- معتقدم ابزار ماوراءالطبیعه برای اثر گذاری بر ما خود طبیعت است.
منظورم این است که معجزه وایمان و امداد الهی در یک بیمار سرطانی باید به نابودی غده سرطانی که یک ساز و کار مادی است منجر شود.
4- تصویر بیشتر به بحث مهندسی ژنتیک می خورد ولی قبول کنید این کار، چه خوب چه بد نوعی شیطنت انسان در نظام خلقت است .
5- این داستان از مشاهده فیلم جزیره دکتر مورو نسخه جدید با شرکت مارلون براندو به ذهنم رسید .
6- این داستان تخیلی است ودر پاسخ به نظر یکی از دوستان باید بگویم منافاتی با بحث اختیار انسان ندارد زیرا در زیست شناسی بحث تنظیم تجلی ژنها وجود دارد که عملکرد ژنها را با توجه به نیازهای محیطی می داند وشاید افکار و عقاید وروان انسان هم در فعال کردن آنها بی تاثیر نباشد .
7- فراموش نکنید عشق و خشونت دو عامل موثر در ایجاد گناه ژنها و هورمونهای مشخصی در بدن دارند .
۸- داستان رااز شکل اولیه کمی تغییر دادم تا معقولتر به نظر برسد .
آن دانشمند یگانه ، آن با غریبه ها بیگانه ، آن متولد شهر شروزبری انگلستان ، آن پیوند دهنده نسل میمون و انسان ، آن نکته بین و به زعم برخی بی دین فاتحه خوانده به دین ، عالمنا و کاشفنا چارلز داروین ، پدرش از پزشکان مرفه و معتبر زمانه بود و مادرش درهشت سالگی داروین مرحومه بود .
نقل است در ایام نوجوانی روزی پدرش او را گفت :
برای تو کار، گرفتن موش و کبک و شکار برای ما این کار، مایه بدنامی و ننگ وعار
نقل است پدر اورا برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبرو فرستاد ولی داروین مدرکش را برای پدر از دانشگاه کمبریج در رشته الهیات فرستاد .
گویند روزی دوستی کم روی به نام ناخدا فیتزروی گفت :
ای چارلز بیگلی بیگل با من به سفر بیا با کشتی بیگل .
این شد که 5 سال در سفر دریایی بود و به دلیل علاقه به علوم طبیعی به جمع آوری فسیل مشغول بود و تفاوت منقار سهره های جزایر گالاپاگوس وتغذیه متفاوت آنها برایش مهم بود .
نقل است جرقه ای از خواندن نظرات مالتوس اقتصاددان انگلیسی به سرش زد که شعله آن جز با دوش آب سرد خاموش نگردید و آن این بود که مالتوس گفت : رشد جمعیت انسانی افزونتر از رشد اغذیه است. پس به دو دلیل کمبود غذا و افزایش جمعیت می توان گفت هرچه جنگ و امثال آن است علت اصلیش مربوط به شکم یا اطراف آن است .
پس داروین گفت: تغییر جمعیتها در پاسخ به تغییر محیط است .ازموجودات آنکه قویتر است و از برای خوردن و زیستن با محیط سازگارتر است ، سزاوارتر است که بزید و بزاید . واین شد که نظریه بقای اصلح شکل گرفت .
نقل است داروین پانزده سال در سکوت بود که جرقه دیگر راتحقیقات مشابه آلفرد راسل والاس به آنجای داروین زد که شعله آن جزبا تشت آب سرد خاموش نگردید . پس دل به دریا زد و به چاپ مقاله خویش در باب منشا گونه ها از طریق انتخاب طبیعی اقدام کرد .
گویند هیتلرقبل از خودکشی بگفت : من از متفقین هرگز ننالم که با من هرچه کرد این ... این ... این نظریه بقای اصلح داروین کرد.
نقل است که داروین گفت : اگر حق تعالی در قیامت مرا مخیر کند میان بهشت و دوزخ ، من دوزخ اختیار کنم . از آنکه من همچنان برسر حرف خود ایستاده ام و نیز اینکه ذاتا آدم پررویی نیستم.
نقل است چون عزرائیل بیامد داروین بگفت : بالاخره کشت مرا بیماری شاگاس ، داداش مرگ من گاماس .
عزرائیل روح او را سخت بگرفت و روح داروین در آن سرای مشغول جرو بحث با فرشتگان درباب منشا انسان شد .چند تن از فرشتگان را هم متقاعد کرد وتا آدم را ندید بر سر حرف خود بود . خدایش بیامرزد .
منابع: کتاب زیست پیش دانشگاهی – شور هستی اثر ایروینگ استون – تاریخچه تقریبا همه چیز اثر بیل برایسن – گزیده تذکره الاولیاء شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
در طبیعت اکسید نیترو سمی قوی و یکی از اجزای معمولا فراوان آلودگی هوا است . به همین دلیل وقتی دانشمندان در اواسط دهه 1980 متوجه شدند که اکسید نیترو به شکل اسرار آمیز و خالص در سلول انسان تولید می شود طبیعتا تا حدودی شگفت زده شدند . هدف در آغاز پی بردن به یک راز بود اما اندکی بعد دانشمندان به وجود ؟آن در همه بدن پی بردند . . کنترل گردش خون و سطوح انرژی سلولها ، حمله به سرطانها و دیگر عاملهای بیماریزا ، تنظیم حس بویایی ، حتی کمک به آمادگی برای ارتباطهای جنسی . همچنین معلوم شد که چرا نیتروگلیسرین یعنی همان ماده منفجره معروف موجب تسکین دردهای قلبی معروف به آنژین می شود . زیرا در رگها به اکسید نیترو تبدیل می شود و پوشش عضلانی رگها را شل می کند و به خون امکان گردش آزادانه تر می دهد . درکمتر از یک دهه ، این تنها ماده گازی از حالت یک سم خارجی به اکسیری فراوان و در همه جا حاضر تبدیل شد .
منبع : تاریخچه تقریبا همه چیز . بیل برایسن . محمدتقی فرامرزی . انتشارات مازیار چاپ 84

