تبليغاتX
زيستيكاتور
 

از هر طرف صدای گلوله می آمد . نیروهای عراقی منطقه را محاصره کرده بودند . رفته رفته حلقه محاصره تنگتر می شد . رگبار گلوله ها ، مانند برگ خزان ، یارانش را بر زمین می انداخت .

معلم مقابل تخته ایستاد ورو به دانش آموزان کلاس گفت: غریزه زنده ماندن هر موجودی را وامیدارد که به یک شکل از زندگی اش حفاظت کند . ستیز و گریزبرای زیستن . گاهی معنی گریز این نیست که فرار کنی . گاهی مجبوری بمانی و ...  .

چند گلوله به شکمش خورد و اورا بر زمین انداخت . قدرت هرگونه حرکت از او سلب شده بود . منطقه کاملا در اختیار نیروهای عراقی افتاده بود . سربازان عراقی مامور زدن تیر خلاص شده بودند . می دید لگدی به شکم دوستانش می زدند و همینکه در اثر ضربه صدای آخ همرزمانش بلند می شد، تیر خلاص زده می شد .باید فکری می کرد.

معلم ادامه داد:خود را بمردن زدن، رفتاری که برای بسیاری از جانوران عادی است . مارها ، پرندگان بخصوص نوعی پستاندار کیسه دار به نام اوپاسوم که در شرایط  احساس خطر خود را به مردن می زنند در واقع نوعی گریز را نشان می دهند .

سرباز عراقی مقابل او ایستاد . چشمانش نیمه باز بود و به خوبی سربازعراقی را می دید . عضلات بدنش را شل کرده بود . وارد حالت جذبه مانندی گشت که در آن نه دردی احساس می کرد و نه ترسی . سرباز عراقی لگدی را حواله شکمش کرد .ولی او بی حرکت بود.گویی مرده بود . حتی آخ هم نگفت .سرباز عراقی از او عبور کرد و تیر خلاص را شلیک نکرد.او هنوز زنده بود واگر شانس می آورد می توانست پس از عقب نشینی نیروهای دشمن برای دیگران چگونگی زنده ماندنش را تعریف کند .شانس اورد.

 پای تخته کلاس شروع به قدم زدن کرد .ادامه داد:گرچه اوپاسوم اینقدر باهوش نیست ولی طبیعت بجای او این زیرکی را بکار می بندد .به خاطر جثه اوپاسوم در واقع اصطلاح خود را به موش مردگی زدن از همینجا می آید.بچه ها خندیدند .

معلم با لبخندی تلخ ، دستی به شکمش کشید. گویی هنوز هم جای ضربه سرباز عراقی درد می کرد .  معلم گفت :همیشه گریز به معنی این نیست که فرار کنی . گاهی مجبوری بمانی و خود را مانند اوپاسوم به موش مردگی بزنی  تا زنده بمانی. بچه ها این بارساکت بودند.

                                                                             ع م حجازی     ۲۸/۵/۸۶

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 3:30 |
                                             

 

عطر : داستان یک قاتل . داستان  و نقد علمی آن در شش شماره

 

1- ژان باپتیست گره نوی  نوزاد حرامزاده ای است که در میان زباله ها پیدا می شود ، هیچ دایه ای اورا نمی پذیرد ، چرا که او بو نمی دهد .

بویایی ابتدایی ترین حس در موجودات زنده است. ارتباط با کمک مواد شیمیایی یکی از ابتدایی ترین راه هاست .در بعضی جانوران مواد شیمیایی به نام فرومون ترشح می شود که بر رفتار سایر اعضای گونه اثر می گذارد .

در اینکه هر انسانی بوی مخصوص خود دارد شکی وجود ندارد .

 

2- ژان نوزاد به پدر تریبر سپرده می شود و او هم نوزاد را در نهایت به نوانخانه ی مادام گیارد می سپارد  .مادام گیاردی که در اثر حادثه ای ، حس بویایی خود را از دست داده است .

کسانی که دچار آسیب شدید در ناحیه سر می شوند یا دچار آلودگی ویروسی می شوند، خون در درمجرای بویایی آنها لخته می شود و یا افرادی که دچار اختلالات زائل کننده کارکرد مغز مانند آلزایمر یا پارکینسون می شوند، همگی در معرض خطر از دست دادن حس بویایی هستند. بیماری از دست دادن حس بویایی را آنوسمی گویند.

 

3- این کودک مرموز است به طوریکه هیچ بیماری او را از پا در نمی آورد .کودک یک ویژگی مهم دارد . بینی  او بی اندازه حساس است .او از طریق  بو پی به شخصیت انسانها می برد .

بوهای‌ خوش‌ براي‌ جانوران‌، نماد سه‌ چيز است‌: خوراك‌ خوب‌،آميزش‌ جنسي‌ و آب‌ و هواي‌ سالم‌. جانوران‌، بوي‌ هر آن‌ چه‌ كه‌ يكي‌ ازاين‌ سه‌ را نويد مي‌ دهد دوست‌ مي‌ دارند. خوشبويي‌ِ فرآورده‌هاي‌خوشبوي‌ طبيعي‌، پيوند شرطي‌ِ بوي‌ آنها با سودمندي‌ آنهاست‌. براي ‌نمونه‌، انسان‌ بوي‌ ميوه‌ها و سبزيهاي‌ تازه‌، رسيده‌ و ويتامين‌ دار را خوش‌ مي‌دارد و آنها را خوراک و نوشاک خود می خواهد و خوش می دارد.

بو می تواند بیانگر شخصیت افراد باشد . گرچه گیرنده بسیار حساسی برای اثبات آن لازم است .

 

4- ژان در نوجوانی بوهای مختلف و تمام عطر های پاریس را می شناسد تا اینکه بوی دختر سیزده ساله ای اورا از خود بی خود می کند ودر تمنای به دست آوردن بوی او ، در یک لحظه دختر را خفه می کند .

پاره ای از پژوهش ها نشان داده است که کسانی که با همديگرهمايندی ژنتيک دارند، بوی تن همديگر را خوش می دارند. بوی تن در ميان زن و مردی که همايندی ژنتيک دارند، رسانه ای برای کشيدن آن دو نفر بسوی يکديگر و کارا کردن کنش ها و کوشش های جنسی در ميان آنهاست. واروی اين سخن اين است که هرچه ناهمايندی ژنتيک ميان دونفر بيشتر باشد، آن دو از بوی تن يکديگر بيزارتر و از يکديگر گريزان ترند.در صورت فقدان حس بویایی جذابيت شريک زندگی و يا روابط با وی نيز دستخوش تغيير می شود.

بو می تواند منشا بسیاری از خشونتها باشد، گرچه اثر آن چندان مشهود نباشد .

 

5- ژان پس از آن تصمیم می گیرد که عطری بی مانند بسازد عطری که منجر به قتل بیست و پنج دختر نوجوان دیگر می انجامد .در واقع ژان مسیر آینده خود را مشخص می کند.

انتخاب مسیر می تواند خودآگاه یا ناخودآگاه باشد . انتخاب مسیر مورچگان توسط اسید فرمیکی که از آنها ترشح شده است. نقش پذیری ماهی آزاد جوان از بوی رودخانه ای که در آن از تخم بیرون آمده و به همین دلیل برای تخم ریزی به آن رودخانه باز می گردد. در مورد تاثیر جنسی آن دانشمندان با مطالعه روی میمونهای عنکبوتی وحشی دریافتند که این جانداران برای خوشبو شدن بدن خود را به برگهایی که از عملکرد مشابه عطر برخوردارند می کشند. این میمونها بدن خود را به برگهای سه گونه گیاهی از جمله کرفس وحشی می کشند. این برگها رایحه ای خوشبو از خود تولید می کنند.
دانشمندان برای کشف این نکته که این برگها واقعا به عنوان عطر مورد استفاده قرار می گیرند یا نه، باید عدم کاربرد آنها برای مقاصد مختلف را به اثبات رسانند. حیوانات دیگر همواره از گیاهان برای اهداف پزشکی استفاده کرده اند و در برخی موارد برای دفع حشرات بدن خود را به این برگها می مالند. این در حالی است که تحقیقات اندک، اما رو به رشدی در سالهای اخیر درخصوص استفاده حیوانات از برگ درختان برای خوشبو شدن به هنگام برقراری روابط اجتماعی انجام شده است .گرچه حس بویایی در انسان از اهمیت کمتری برخوردار است ولی بو می تواند برای بسیاری از ما همچنان مشخص کننده مسیر باشد.

6- هیچکس ژان را دوست ندارد چون او از خود هیچ بویی ندارد . در نهایت تصمیم می گیرد بمیرد . او در پاریس در جمع سی نفری گدایان عطری را که تنها چند قطره اش مردم را سرگشته و شیداکرده بود ، به تمامی بر روی خود می ریزد . آن گدایا ن هم از روی عشق به او حمله ور می شوند ودر نهایت اورا قطعه قطعه کرده و می بلعند .

بین بو و مرگ رابطه مستقیمی  وجود دارد .

 حتی گياهان  قادرند بويي از خود منتشر كنند كه باعث جلب شكارگر- هاي حشرات گياه‌خوار شود. به طور مثال، هنگامي كه آفتهايي نظير شته يا كنه بر روي گياه لوبياي سبز قرار مي‌گيرد، گياه از طريق بزاق دهان آنها، متوجه حضورشان شده و از خود بويي متصاعد مي‌كند كه ضمن اطلاع به ديگر گياهان هم نوع، "سن اوريوس" را كه از صيادان اين حشرات هستند به طرف خود جلب مي‌كند.

در زندگی و مرگ ما مواد شیمیایی تاثیر زیادی دارند . یکی از نمونه های این تاثیر عطر بدن ماست .

 

* برمبنای این داستان فیلمی به کارگردانی تام تیکور ساخته شده است که هم اکنون بر پرده سینماهای

 آمریکا است .

منابع:

http://www.nabegheha.ir/animals/meymoon.htm گروه علمی نابغه های ایران

http://harandi1.blogspot.com/2005/08/blog-post.html گوباره

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1355145 روزنامه اعتماد

از واژه تا تصویر/ کوثر آوینی / مجله دنیای تصویر شماره 172 / تیرماه 1386

 

عطر : داستان یک قاتل / پاتریک زوسکیند / رویا منجم / انتشارات علم / 1382

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 6:19 |
 

 

تو سرشار از زندگی بودی

چشمان بلورین سبزت

گویی آکنده از سبزینه بود

آشفته بودی

موهای پریشانت گویی ریشه افشان گیاهی بود

که از اشک چشمانت آب می خورد

مهربان بودی

در دستانت پرنده ای تخم گذاشت

تو آنقدر پلک نزدی تا جوجه شد

در ردیف دندانهایت مجال زندگی هیچ تک زیی نبود

تو لب به گوشت برادرانت نمی زدی

ابروانت کمان تیر نگاه تو بودند

هدف تو قلب من بود

به هدفت رسیدی

همه عمر گرفتار تو بودم .

                                              ع م حجازی

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 4:44 |
                                       

دیوید آلموند و زیست شناسی : اسکلیگ

خلاصه داستان :

مايكل و خانواده اش به خانه اي جديد، ولي كثيف نقل مكان مي كنند. خواهر كوچك مايكل بيمار است، و او از اين مسئله رنج مي برد. مايكل درانبار ويرانه خانه باموجودي عجيب رو به رو مي شود و با كمك دوست جديدش، "مينا"، او را به محل تازه اي مي برند و ضمن پرستاري از او مي فهمند كه روي پشتش دو بال دارد. اسكليگ (موجود ناشناخته ) بهبود مي يابد و به بهبودي خواهر كوچك مايكل كمك مي كند و بعد از آنجا مي رود.

فانتزي نو و خلاق كه مضمون عشق و محبت را در ساختاري منطقي و باورپذير ارائه مي دهد. زبان ترجمه روان است.

 

بخشهایی از کتاب :

 

مینا:  ما عقیده داریم مدرسه جلوی رشد کنجکاوی ذاتی ، خلاقیت و هوش بجه ها را می گیره .مغز نیاز داره که به روی جهان باز باشه . نه اینکه در یک کلاس درس تاریک و گرفته محبوس باشه.

مینا: این هم نتیجه تکامل است . استخوان سبک ولی محکم است . طوری تطبیق داده شده که پرنده بتواند پرواز کند . در طول میلیونها سال ، پرندگان دارای اسکلتی شده اند که بتوانند پرواز کنند.

مینا: انسانها عقیده دارند نسل دایناسورها از بین رفته . اما تئوری دیگری نیز هست که بازماندگان انها هنوز روی زمین هستند . آنها در درختان و اتاقهای زیر شیروانی ما لانه می کنند . . هوا پر از آواز آنهاست . آرکئوپتریکس کوچک زنده ماند و سیر تکامل از او به پرندگان رسید .

مینا: چیزی یادت نمی یاد ؟ پدیده تو خالی بودن استخوان . وجود حفره های هوا در استخوان پرندگان . این باعث می شه پرندگان به راحتی پرواز کنند .

مادر مینا: انار . چقدر کلمه قشنگی است . این دانه ها سرشار از از زندگی است . هر دانه می تونه تبدیل به یک درخت بشه ، و هر درخت می تونه صدها انار بده ، و دوباره هر انار می تونه تبدیل به صدها درخت بشه . و همینطور تا ابد ادامه پیدا کنه .

 

لبهایم را لیسیدم . مینا نزدیک من نشسته بود . توکاهای سیاه را دیدم که بارها رفتند و برگشتند تا به جوجه های شان غذا بدهند . به آسمان نگاه کردم و تصور کردم اسکلیگ پرواز کنان دور می شود ، لکه سیاه کوچکی که روی دنیای بی انتها پرواز می کند .

 

 

منبع : اسكليگ . آلموند، ديويد. برگردان مژگان منصوري. تهران: انتشارات خلوص، 1380.

 

+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 4:41 |