نژاد آندرومدا
هال قدم زنان به آزمایشگاهش برگشت و از میان پنجره شیشه ای به پیرمرد و نوزاد بستری شده ، نگریست .رفته رفته کوشید تا مغزش را منظم سازد و دوباره به مرور اطلاعاتش پرداخت .
حادثه دردهکده کوچکی به نام پیدمونت در منطقه آریزونا رخ داده بود .یک بیماری مرموز جان عده زیادی را گرفته بود . برخی دراثر یک بیماری باکتریایی با منشا ناشتاخته احتمالا ناشی از سقوط یک شهاب سنگ در اثر تنفس ، خونشان از ناحیه ششها شروع به لخته شدن کرده بود که بتدریج سراسر بدن را فرامی گرفت و باعث مرگ می شد . این بیماری برخی دیگررا به خود کشی وادار کرده بود .علت خودکشی می توانست این باشد که بنا به دلایلی تخریب شریانها و وریدها از شش شروع نشده بلکه از مغز شروع شده است .اکنون دهکده کاملا در قرنطینه بود و باکتری مرموز آندرومدا نام گرفته بود .باکتری آندرومدا طبق تحقیقات انجام شده فاقد اندامک و فاقد هرگونه اسید آمینه و پروتئین بود .باکتری بیگانه دارای ساختارهایی شش ضلعی فنلی در درون خود بود .
بازماندگان عبارت بودند از : 1- پلیسی مبتلا به دیابت که انسولینش را تزریق نکرده بود و بدلیل مصرف ذخایرچربی سلولها خونش از حد طبیعی اسیدی تر شده بود .
2- یک پیرمرد ، که استرنو ( نوعی الکل ) می نوشید و مقدار زیادی آسپرین می خورد که مجموعا باعث اسیدی شدن خونش می شد .
3- یک نوزاد !!!!!
نوزاد چه؟ نوزاد چرا زنده مانده بود؟ !!! هیچ نشانه ای از اسیدوز در او دیده نمی شود .آلکالوز چه؟
به خاطر آورد پرندگان منطقه نیز زنده مانده بودند . پرندگان ، با آهنگ سوخت وساز سریع بدن ، ضربان قلب تند ، تنفس سریع زنده مانده بودند . با خود تکرار کرد : تنفس سریع . تنفس سریع .
به جواب رسیده بود . چون کودک به دلیل اضطراب و گریه شدید با تنفس سریع خود و دفع دی اکسید کربن باعث کاهش اسیدکربنیک خون و در نتیجه ایجاد حالت قلیایی در خون می شد. پس در پیرمرد و پلیس بازمانده اسیدوز و در کودک الکالوز باعث زنده ماندن شده بود. بنابراین جاندار آندرومدا باید موجودی باشد که در محدوده کوچکی از PH فعالیت می کند.در محدوده ای کوچک از 7 تا 8/7 .
هال اینک به راه نجات فکر می کرد . فقط یک چیز می توانست جهان را از این باکتری نجات دهد . جلوی تکثیرش را که نمی شود گرفت پس باید بی خطر شود .یعنی باید امیدوار بود که باکتری به طریقی جهش یابد .وبا خود تکرار کرد : جهش . جهش .
************************************************************
منبع: نژاد آندرومدا / مایکل کرایتون / فائزه دینی / انتشارات روزنه / 1381
زندگینامه مایکل کرایتون :
نویسنده و کارگردان آمریکایی (1942 - تاکنون) او مدرک پزشکیاش را از کالج پزشکی هاروارد گرفت. انتشار داستانهای علمی تخیلی را تحت نام مستعار جان لانگ آغاز کرد. اولین کتابش «دارو خوراندن به انتخاب» در سال 1968 به چاپ رسید. بیشتر کتابهای او هیجانانگیز بودند؛ «پروندهی نیاز» که در سال 1968 توسط انتشارات جفری هودسن به چاپ رسید، جایزهی ادگار را برای بهترین رمان رمزآلود سال از آن خورد کرد. بعضی از کتابهای لانگِ کرایتون، مثل «صفر سرد» (1969) و «دودویی» (1972)، استفاده از ابزارهای علمی-تخیلی را در داستانهای هیجان انگیز جیمز باند مدرن نشان داد.
از آثار او :
1-«نژاد آندرومدا» (1969) 2- «مرد نهایی»(1972) 3- «مردهخوارها» (1976) 4- کنگو (1980) 5- کره (1987) 6- پارک ژوراسیک (1990)
داستان "دگردیسی آندرومدا" نوشته مایکل کرایتون در سال 1969، بر مبنای موضوعی نوشته شده است که در آن زمان موجب وحشت دانشمندان شده بود؛ هم زمان با اولین سفر انسان به کره ماه، این ترس وجود داشت که فضانوردان در بازگشت از کره ماه، همراه با خود، ترکیباتی از موجودات زنده سطح ماه را به زمین بیاورند که موجب بروز بیماری و مرگ و میر در انسان ها شود. کرایتون این ایده را تبدیل به داستانی قابل باور و ملموس برای خوانندگانش نمود، به طوری که حتی کسانی که کوچک ترین اطلاعاتی راجع به این گونه موارد نداشتند نیز می توانستند به راحتی با داستان او ارتباط برقرار نمایند.
حرف آخر: رمان نژاد آندرومدا را با استفاده از فصل 27 کتاب و مقداری اضافات خودم ،برای استفاده در کلاس اینگونه خلاصه کرده ام .امیدوارم رمان را بخوانید و ازآن لذت ببرید . فکر می کنم مطرح کردن این داستان برای سال دوم تجربی پس از مبحث نقش کلیه ها در تنظیم اسیدیته خون مناسب باشد .
+ نوشته شده توسط : ع م حجازی. در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت
8:56 |