معلم گفت: خوب بچه ها . حالا متن کوتاهی برمبنای یک داستان علمی تخیلی می خوانم و بعد سوالی مطرح می کنم . هرکس نظری دارد بگوید.
نه کسی اورا می دید ، نه او کسی را می دید . در عجیب ترین حالت از موجود بودن . با خود گفت : کاش هرگز آن کار را نکرده بودم.
چند لحظه در سکوت گذشت.
یکی از دانش آموزان: شاید روح است.
یکی دیگر دانش آموزان: یا یک جن .
معلم گفت : یک راهنمایی می کنم .فیلمش را چند وقت قبل تلویزیون پخش کرد . مرد نامرئی .
حسین دانش آموز عقب کلاس که معمولا ساکت بود گفت: مرد نامرئی نابیناست چون شفافه و نور ازش رد می شه در صورتیکه تصویر باید روی شبکیه چشم تشکیل بشه؟
معلم گفت: آفرین . اگر دید ما دید تجربی باشد این قضیه فقط در مورد مرد نامرئی صدق می کند .این مرد نامرئی است که نابینا است . دلیل آن این است که برای دیدن ، باید نور در اتاق تاریک چشم که به کمک لایه ملانین دار بوجود آمده ، به دام افتد. نقش این لایه جلوگیری از بازتابش نور درون کره چشم است به طوریکه در افراد زال به دلیل فقدان ملانین وبازتابشهای حاصل از آن قدرت بینایی کاسته می شود . مرد نامرئی اگر واقعا نامرئی باشد باید این لایه هم شفاف شده باشد که در این صورت به دلیل اختلالات نوری و عدم تشکیل تصویر نابینا می شود .در واقع هربرت جورج ولز نویسنده داستان ، این قضیه را نادیده گرفته است.
چند لحظه در سکوت گذشت .
حسین گفت: ولی آقا آدم اگه کور باشه بهتر از اینه که دیده نشه؟
حسین دانش آموز با استعدادی بود که همیشه قبل از دیگران محاسبات یک مسئله را ذهنی حل می کرد و به برخی پرسشها تیزهوشانه پاسخ می داد ولی تقریبا همیشه نمره پایینی می گرفت .او همیشه نادیده گرفته می شد. غمی پنهان در نگاه حسین موج می زد.
معلم به فکر فرو رفت وهمچون حسین از پنجره کلاس به دوردستها نگاه کرد.
*********************************************
حرف آخر: بیشتر رویدادهای این داستان واقعی است و من حتی از دانش آموز گرامی حسین ع برای قرار دادن این داستان در وبلاگ اجازه گرفتم . این داستان را چند ماه پیش به صورت کاملا خیالی نوشته بودم ولی پایان آن به گونه دیگری بود که اصلا به دلم نمی چسبید تا اینکه تصمیم گرفتم در کلاس برای تنوع ، قضیه مرد نامرئی را مطرح کنم در نتیجه این موقعیت در کلاس پیش آمد . فقط جمله آخر حسین را من با توجه به خصوصیات حسی او به داستان اضافه کردم .گمان می کنم اصولا سیستم آموزشی ما با این شیوه ارزش گذاری استعدادهای متفاوت بسیاری از دانش آموزان را نادیده می گیرد .
این داستان را تقدیم می کنم به همه حسین ها .
ع م حجازی ۶/۱۰/۸۵
